على محمدى

392

شرح اصول استنباط ( فارسى )

دانشمندان يك عصر را به ما گزارش كند ارزشى ندارد نه براى كشف از رأى امام و نه از حجت معتبره كما اينكه اگر فقيهى اصلا از فتاواى ديگران آگهى نيافته بلكه صرفا بر اصلى از اصول عمليه يا قاعده‌اى از قواعد فقهيه اكتفا كرده و پنداشته كه رأى همگان همين باشد از باب اينكه به نظر خودش اين مورد مصداق آن كبراى كلى بوده و برداشته صرفا بر اين اساس ادعاى اجماع كرده البته اصلا اجماع نيست تا براى ديگران ارزشى داشته باشد يا نه « 1 » . يك نمونه و آن اينكه : جناب سيد مرتضى فتوا داده به اينكه ازالهء نجاست به غير آب از مايعات ديگر جايز است و بر اين امر ادعاى اجماع كرده و محقق در دفاع از ايشان فرموده : فلسفهء اين ادعاى اجماع آنست كه از اصول مسلمه عندنا اصالة الجواز است و به نظر سيد آن اصل مسلم بر اين مورد منطبق بوده و لذا ادعاى اجماع كرده و امثال ذلك كه البته ارزشى ندارند و هر مجتهدى جداگانه بايد تطبيق كبراى كلى را بررسى كند . 4 - خبر واحد چهارمين اماره از امارات ظنيهء معتبره كه از تحت اصل اولى در باب ظنون خارج شده عبارتست از خبر واحد مجرّد از قرينه و قبل از ورود در بحث مقدمه‌اى ذكر مىكنيم : بطور كلى خبر بر دو قسم است : 1 - خبر متواتر و آن عبارتست از خبريكه تعداد مخبرين آن بقدرى زياد باشند كه يقين به صدق خبر بياورد مثل اخبار به اينكه قرآن كلام خدا است . 2 - خبر واحد و آن عبارتست از خبريكه به حدّ تواتر نرسيده باشد چه مخبر آن يك يا دو نفر باشند و چه بيش از اينها باشند كه خبر مستفيض نام دارد ( البته اين معنا

--> ( 1 ) - براى اين قسمت حدود هفت نمونه در شرح رسائل ، ج 1 ، صفحهء 332 نقل كرده‌ام .